سیامین جشنواره بینالمللی تئاترفجر
عقبماندگیهای ما
رضا آشفته
سیامین جشنواره بینالمللی تئاترفجر بر ما آشکار ساخت به لحاظ بهرهمندی از تکنولوژی و امکانات نوین کاملن عقب ماندهایم. حالا این آثار دعوت شده از اروپا و شرق دور با هر میزان و معیاری که سنجیده شود، یعنی کارشناسان اعلام کنند که اینها درجهی یک یا سه هستند، در هر صورت ما از آن عقب ماندهایم. ما امسال با چندین نمایش در قالب ویدئوآرت، اینتراکشن، سینوگرافی، پرفورمنس، کرئوگرافی، دلقکبازی، ژانگولر، تردستی و دیگر امکانات خاص سنت نمایشی اروپا و شرق دور آشنا شدیم. برخی تاب تحمل این گونههای متفاوت و در عینحال بدون کلام را نداشتند. یعنی عادت به دیدن آن نداشتند. اما آوردن این نمایشها و نمایشوارهها به ما گوشزد میکرد که ما در ارائه آثار نمایشی هنوز وابسته به متن و کلام هستیم، و در این نمونههای غیر کلامی هنوز نیاز به کسب علم و تجربه هستیم. این بازنگری مطلوبی است که جایگاه ما در اتفاقات و پدیدههای نوین را اثبات خواهد کرد. البته این گونه آثار به جزء نمایش دوران تیرگی از ایتالیا که متکی به مفهومسازی و ارائه مفاهیم سیاسی بود، چندان جلوهی معناشناسانهای نداشت. یعنی غالب آثار تهی از معنا و حتا معناگریز بودند. البته ما میتوانیم در گزینش آثار معناگرایانه با توجه به نیاز، ضرورت و ذائقه ایرانی جستوجو کنیم، چنانچه نمایش میس ژولی از چین چنین امکانی را فراهم میساخت. نمایشی که برگرفته از متن استریندبرگ سوئدی است اما در قالب اپرای پکن اجرا شده است. شاید این نمونه با اپرای درجهی ممتاز همخوانی نداشته باشد اما همین اثر کوچک هم این شیوه را پیش رویمان قرار میداد و حتا بر ما یادآور میشد که میتوانیم متون دیگران را در یک بازخوانی درست در قالب تعزیه، روحوضی و حتا نقالی ایرانی ارائه کنیم.
ما در پرفومنس هنوز کاری نکردهایم کارستان؛ فقط کافی است ننه کار سمیرا سینایی را با قصرمهآلود ژاپن مقایسه کنیم. در ننه قصهای از حبیب احمدزاده روایت میشد که خیلی کهنه و تکراری مینمود و در ابداع و ایجاد حرکات و کرئوکرافی هم حرفی برای گفتن نداشت. اما در قصر مهالود استفاده از یک افسانهی کهن در پرفورمنس به جلوهای نو و موثر رسیده بود. کرئوکرافی هم در حد ایدهآل و در ارائه معنا بسیار موفق بود. استفاده از چهار در هم جلوهی درست بصری در فضا ایجاد میکرد. موسیقی غربی بود اما گروه ژاپنی همهچیز را بومی کرده بودند و در عینحال اثری جهانشمول را در صحنه هویدا میساختند. حتا نمایش لئو از آلمان که از گروه نمایشی جعبه پاندورا هستند و ما اجرای عمومی آن را در تهران دیدهایم، اثری قابل استناد دربهرهمندی از موسیقی، رقص، نقاشی، پویانمایی و تکنیکهای تردستی و ژانگولربازی است. این نمایش میخنداند و تماشاگر را دچار شگفتی میساخت و در واقع در زیر لایهها توجهای خاص نیز به ایجاد موقعیت و درامی بدون کلام هم کرده است. ما واقعن در پرفورمنس نیاز به آوردن نمایشها و استادان به نام هستیم، تا بتوانیم در این گونهها هم حرکات لازم را انجام دهیم وگرنه همان بهتر که قدمی در این راه برداشته نشود چون خیلی عقب ماندهایم.
نمایش بیست هزار فرسنگ زیر دریا در استفاده از تکنیکهای دیجیتال مثال روشنی است. ما در این نوع امکانات صحنهای اصلن ادعایی نداریم و تجربهای هم نکردهایم. شاید در استفاده از ویدئو و ویدئو آرت تلاشهایی کردهایم و به قول منتقدی ویدئوآرتهای بهتری هم داشته باشیم اما هنوز در استفاده از تکنیکهای دیجیتال ناتوان و بدون اطلاع هستیم. حُسن این کارها این بود که به ما یادآوری کرد زیاد هم پایبند داشتههای اندک خود نشویم و برای بهروز شدن باید در تمام ابعاد تلاش گستردهای را انجام دهیم. این رهیافت نیاز به کسب بودجه و برنامهریزی کلان دارد. البته ما در زمینه نمونههای پسامدرن هم حرفی برای گفتن نداریم. نمایش ماموتهای علی راضی الکن بود و حتا نمونههایی که من از داریوش شافی از تنکابن، احمد ندافی از یزد، و مهدی حشمتی از کرمان هم دیدهام چندان این آثار ایرانی زبان و بیان کاملی از نظام نشانهشناسانه و ویژگیهای موثر نمایش پسا مدرن نداشتهاند. بنابراین نیاز هست که در این زمینه هم فعالیت گستردهای را انجام دهیم.