تبليغاتX
نفرت از اطلسی ها

عبور من از تاريخ مکدر مي کند روح تو را

نازنين رفته از ياد مرگ بازانديشي آدم هاست

چرخه اي از مجهولات مبهم و يک معادله ي ناتمام

اينک ما در دايره ي داده ها رمز گشايي مي کنيم

طلوع تو در من ناممکن و زندگي در پيچ و تاب هستي

ناگوار رفتن هاي سر زده و فقط ديوارکوبي مرثيه خوان

نيستي تو را دوستان دود مي کنند با آه و افسوس

+ نوشته شده در جمعه یازدهم خرداد 1386ساعت 20:13 توسط رضا آشفته |


هلهله باران را

                شب خریدار است

                                  با گام های من

+ نوشته شده در جمعه یازدهم خرداد 1386ساعت 19:19 توسط رضا آشفته |