تبليغاتX
نفرت از اطلسی ها

من خواب می بینم بمبی هسته ای مرا می بوسد

تکه پاره می شود خوابم با جیغی بلند و ممتد تا ماه

سرم در گوری و فریاد مردگانی سوخته و ناشناس

خوابم در خواب دیگری کابوس می شود و من گریان

رگ هایم کبود و آسمان تیره و تار که همه مرده اند

به دلخواه هسته ای ناز شست انگشتان مردی بیگانه

من خواب می بینم بمبی هسته ای را می بوسم

+ نوشته شده در چهارشنبه ششم دی 1385ساعت 18:9 توسط رضا آشفته |